هندوئیسم در نظر هانس کونگ:

•     آقای کونگ در این کتاب به نوعی به رمز گشایی نمادها و آیین های قدیمی هنود پرداخته اند.

o    اشاره به اینکه هندوئیسم دینی شاد به نظر می رسد و پویا و اینکه بهار خود را با جشن معروف هولی آغاز می کنند و در آن کاست را کنار می گذارند و آن را ریشه گرفته از ادیان ابتدایی می داند.

o    در ادامه به رقص کریشنا می پردازد که تجسم خدای ویشنو است.

                                                معرف آرمان انسانیت است.

                                                مقایسه می شود با کریشتا(مسیح مسیحیان)

                                                او معشوقه را دا است.

                                                در افسانه آمده که او از قتل عام کودکان جان سالم به در برد

                                                و در میان گاو چران ها بزرگ است.

نماد رقص کریشنا؟

ü  او هنگام رقص گل های زرین بر سر محبوبشان می ریزد و در حین رقص متکثر می شود به نوعی برای همه خود نمایی می کند.

ü  هندوها این حلقه رقص در پیرامون یک شخصیت محوری را ترسیمی از روابط شخصی میان انسان به شکل مونث و الوهیت به شکل مذکر می دانند.

ü  احساسات عشق زمینی و سرسپردگی نماد رادها

ü  عشق و سرسپردگی به خدا نماد کریشنا هستند.

ü  یک هندی لزوماً هندو نیست زیرا هندوئیسم یک واژه جمعی برای مجموعه ای از سنت های متنوع و حتی غیر دینی رایج در هند. هند و یک هندی است که 11 درصد مسلمان 4/2 درصد مسیحی و تعداد نامعلومی یهودی را در برمی گیرد.

ü  هندوئیسم واژه ای است اروپایی خود هندوها چون دین خود را ابدی می نامند از لفظ سانسکریتسناتنه درمه استفاده می کنند Sanatana dharma

* درمه: نظم، قانون، وظیفه، نظام فراگیر کیهانی، ازلی است. اما تحکم آمیز نیست. به هیچ نظام حقوقی هم متعلق نیست در نهایت هر کاری که باعث کمال دین شود را توصیه می کند.

ویژگی های خوب درمه: اینکه با انعطاف پذیری خود قادر است برای ابد جاری بماند.

ضعف ها: آموزه ها و آیین ها کهن و متحجر باقی می مانند زیرا اصلاحات به کندی صورت می گیرد. زیرا هر گروه و حزبی روال طبیعی درمه خود را پیش گرفته و بدان سخت پایبند است.

 

رودخانه گنگ Ganga:

o    مقدس ترین رود که آن را در مقابل دریای مذکر گنگ مادر می نامند و الهه گنگ

o    نماد هندوئیسم است زیرا در ظاهر آرام و کند اما بی وقفه جریان دارد.

o    قدمگاه ویشنو شهری است در اطراف رود گنگ که به دروازه هری (نام دیگر ویشنو) مشهور است. اینجا محل وقوع معجزات است. مردم در آب رود گنگ آبتنی و غسل تطهیر به جا می آورند. اعتقاد دارند شیوا با آبتنی در گنگ توانست از گناه قتل مبرّا شود.

آبتنی ( سنانه Sanana) است و باعث طهارت ( سودانه Sodana) می شود.

 

فرهنگ سند؟ پاکستان امروزی

o    مهم ترین فرهنگ هندی فرهنگ هرپه در دره سند است.

o    و به هزاره چهارم در واقع هزاره هفتم باز می گردد.

o    به مردم سند هندی می گفتند.

o    عصر طلایی آنها که با بین النهرین و مصر قابل قیاس است به اوایل هزاره ی سوم یا دوم ق.م برمی گردد متون مکتوب عصر طلایی را نداریم.

o    برخی می پندارند فنون معین تنفس و مراقبه هندی به فرهنگ سند بنابراین مرحله اولیه دین هند و فرهنگ سند است.

o    بین سال های 1700 و 1200 قوم آریه به آنجا آمدند در کنار دراویدین ها.

 

کاست آیا یک بی عدالتی در هند است؟

o    نویسنده پاسخ می دهد ما در قرن بیستم هم در اروپا چهار طبقه روحانی، اشراف، شهروند و کارگر داشته ایم.

o  هندی ها 4 طبقه اجتماعی خود را گروه نمی دانند بلکه به آن ها ورنه می گویند Varna  رنگ

o    پرتغالی ها واژه کاست را از واژه لاتینی Castus (پاک- با تقوا) اختراع کردند.

 

منشأ کاست ها؟

o    مالکیت و خصوصی شدن آن در آن نقش دارد. (اقتصادی)

o    ابداع براهمین ها (روحانیون) است. (اجتماعی)

o    می توان منشأ کاست و مساله وارنا را به آمدن آریایی ها برگرداند.

o    اکنون کاست را و ریشه آن را در ریگ و دا یافته اند.

* در سرود پو روشه که جانوران، چهار کاست، انسان ها و ستارگان و عناصر و آسمان و زمین از قربانی شدن اوپدید آمدند. اما در آن تأکیدی به ازدواج درون قبیله ای نمی شود و (این امر ابتدا در قانون نامه منو آمده در قرن سوم ق.م) منسوب به منو ( بشر نخستین)

o    رعایت کاست در قرون وسطی به اوج خود رسید.

 

تشرف به دین هندو:

ü  این تشرف شبیه آیین تعمید مسیحیت است.

ü  یک طناب کتابی بافته شده از شانه چپ او آویزان می کنند و این به منزله ی تولد دوم اوست.

ü  پس او اجازه پیدا می کند به عبارات وحیانی ودا گوش فرا دهد.

 

شنتی کونج کجاست؟

o    یک مرکز بزرگ معنوی است در هری دور اطراف گنگ که با یک آکادمی در ارتباط است و برای تعلیم دو هزار دانشجو و رساندن آنها به مرتبه استادی با هدف تفاهم فرهنگی، دوری از جهل و تعصب و تفرقه در راستای اتحاد و صلح و انسانیت قدم برمی دارد و با کاست مخالفت می کند.

o    خطوط فکری آریاسمج (انجمن آریایی ها) با مرجعیت و ازلیت و داها در این مرکز بارز است.

o    گروهی از دانشجویان به هنگام طلوع روی خود را به سمت خورشید می گردانند و او را هستی بخش، ساویتار، همسر برهما و مادروداهای چهارگانه تلقی می کنند و از او می خواهند تاریکی و خطرات را از بین ببرد و ذکرها و منتده های مختلف را تکرار می کنند.

o    گفتن سه بار ذکر هجاهای هشتگانه در هند که با هجای آغازین OM آغاز می شود به مثابه ی خواندن کل و داهای 4 گانه است و دارای قدرت تهذیب کنندگی است.

 

متون مقدس هندوها:

o    وداها در 4 مجموعه یا 4 سمیتا گردآوری می شوند:

1- ریگ ودا: دانش شهرها یا سرودهای خدایان که در دره سند بین 1700 و 1200 سروده شده اند.

2- سامه ودا: دانش آهنگ هاست کتابی برای کسی که آواز خوانی در قربانی ها را برعهده دارد.

3- یجورودا: دانش اداب قربانی است.

4- اتروه ودا: دانش افسون است برای غیرروحانیون.

 

متون تفسیری مصروف بروداها:

o    براهمنه ها: مجموعه جامعی از آثار مربوط به روحانیون برای بیان آیین های قربانی.

o    آرنیکه ها:متون جنگلی: شرح عرفانی و نظری و تفاسیر تمثیلی که به علت خطر برای افراد ناآگاه در جنگل تعلیم داده می شوند.

o    اوپانیشادها: ابتدا بخشی از آرنیکه ها و براهمنه ها بودند بعد جدا شدند.

                     شش برابر کتب عهد جدید و عتیق اند.

              از نظر مومنان وحی الهی اند. (شروتی)  شنیده شده در برابر

                 # (سمریتی)  یادآوری متون غیر وحیانی

                      شامل قانون نامه منو هم هستند.

                      پورانه ها، ودانگه ها و شاستره ها هم در ذیل اوپانیشاداند.

                      اوپانیشاد در واقع نوعی تفسیر باطنی، نظری و فلسفی وداهاست.

 

آیین آتش و چرخه ابدی:

o    در هند نیمی از مردم بی سوادند پس آیین ها بر متون مقدس برتری دارند.

o    انسان ها ابتدا از طریق رعد و برق ایجاد شده به قدرت آتش پی بردند.

o    اسطوره پرومتئوس در یونان: آتش و کشف آن از طریق سایش سنگ ها البته نمونه این اسطوره را مادر شاهنامه توسط کیومرث داریم.

o    آتش در آسمان به عنوان خورشید

در هوا به عنوان رعد و برد

بر روی زمین به عنوان آتش اجاق

در قربانی ها به عنوان آتش قربانی و سوزاندن اجساد و نقش اجساد به عنوان اینکه جان مرده را به جهان آسمان می برد.

 

* آتش در خدای اگنی صورت شخصی می گیرد.

* اگنی قربانی را دریافت می کند می سوزاند و به نزد خدایان می برد.

* آتش برای جوانان نماد رشد و تعالی و ازخود گذشتگی است.

* چرخه ابدی طبیعت در آتش خلاصه می شود.

آتش با مواد سوخته، آب و چرخه حیات را به آسمان می برد مبدل به ابر می کند و دوباره باران به زمین می آید.

o    در اوپانیشادها ما آموزه ی آتش های پنج گانه را داریم و در آن سعی می شود به سوال انسان که از کجا آمده و به کجا می رود پاسخ داده شود. این در بحث تناسخ وکرمه قابل بررسی است.

 

تناسخ و عقیده به کرمه:

* در دوره اولیه و دایی اعتقاد بر این بوده که مردگان با سوزانده شدن یا به لعنت ابدی می روند یا به برکت بهشت می رسند.

* کم کم اندیشه باز توالد در آسمان نزد ایشان قوت گرفت.

* نگهبانی در ماه از افراد سوالاتی می کرد و آنها طبق Kr (کردار) خود سرنوشت خویش را رقم می زدند که کم کم کردار اخلاقی از مفهوم اسطوره ای- آیینی اش به عنوان یک نظریه جدا گردید.

* زمان در هند جریان چرخه ای دارد. چرخه گیاهان، فصول، گردش ماه و... همه نشانگر این است که اراده بزرگ همواره بزرگ نمی ماند و اراده کوچک همواره کوچک نمی ماند.

* قانون نامه منو از پایان این جهان سخن می گوید و می گوید ما در آخرین دوره از دوره های 4 گانه جهان (یوگه) قرار داریم.

* هزار سال دوره الهی معادل تنها یک روز برهما است. Brahma که پس از نابودی جهان به دنبال آن یک شب طولانی برهما نیز خواهد آمد که جهان ها در آن آرام می گیرند تنها این زمان است که یک دوره ی جهانی کالپا کامل می شود.

 

ودانته(پایان وداها):

o    متونی که بین قرون 4-8 ق.م تألیف شد و ممکن بخش وحیانی شروتی هند است.

o    (در واقع ودانته همان اوپانشیادها نیز که نگاه به انسان درونی می شود و انسان از ابعاد فانی بودن، ابدی بودن، دیو و فرشته بودن بررسی می شود) برگرفته از یک مقاله

o    اوپانیشاد با پرسش از سرنوشت فردی انسان ها آغاز می شوند و با بیان رابطه ای نفس انسان با امر مطلق ادامه می یابند اما جستجو برای رسیدن به وحدت را فراموش نمی کنند.

o    اینکه در اوپانیشاد نگاهی انتقادی به خدایان فراوان هندویی شده و در پی وحدت نهایی گام برداشته می شود شبیه عرفان مسیحی است و اینکه مردم باید:

                        * « خدا را در همه چیز و به ویژه در خودشان جست و جو کنند.»

 

راز درخت انجیر: آن تو هستی!

o  آتمن با برهمن یکی است  این بینش عرفانی است که 500 سال قبل از مسیحیت شکل گرفت.

o    در چند وگیه اوپانیشاد یک مثال برای این امر زده شده است.

o    شاگرد باید هسته ی انجیری را بشکافد، بذرهای زیادی در آن هست.

* جوهر لطیفی که از درک شاگرد خارج است و درخت انجیر از آن به وجود می آید.

* تمامی جهان آتمن را چون روح در خود دارد او مثل هسته انجیر ظاهرا خالی است اما در برهمن است.

* از این امر غیرقابل توصیف و نامحسوس همه جا حاضر (برهمن)مفهوم{ست چیت اننده}ایجاد شد.

وجود محض :sat

 اگاه وشناسنده:cit               همزمان این 3 را با هم دارد.

                        پربرکت: a nanda

 

 دین و کا م گرایی:

o    نویسنده معتقد است برخلاف مسیحیت هنر و مذهب هندی پر از عناصر کام گرایی است.

o    تصاویر مختلف با این هدفدرکل معابد هندی قابل مشاهده است و هدف از آن ها دفع ضرر یا آوردن خوشبختی است.

o    نویسنده معتقد است پرداختن به امور جنسی پس از فروپاشی سلطنت گوپته در سال 500 و به قدرت رسیدن هون های سفید به اوج خود رسید و با هنر مجسمه سازی آمیخته گشت.

o    نویسنده معتقد است فرض هرزه نگاری در هند اگر به دستور کامه سوتره باشد یک فرض خام است و آن را محصول دل مشغولی اشرافیت هند در قرن پنجم می داند.

o    هرزه نگاری میان سال های (1400 تا900) یعنی دوره کاجو راهو تثبیت شده اکنون کتیبه (کندریه Kandriya) از سال 105 درجه باقی است.

افول آیین تنتره (در هند)

o    شکتیزم در هند یعنی پرستش یک خدای مونث (شکتی)

o    شکتی یعنی (انرژی و نیروی اولیه)

o    گسترش این آیین باطنی 600 تا 900 میلادی است.

o    به تبع این آیین بین قرون دهم و دوازدهم ما هرزه نگاری را داریم به شکل گسترده زیرا هسته اصلی آیین تنتره مجاز شمردن 5 عنصر مدیه، متسیه، ممسه، مو دره و مایتونه (میتوفا) است.

o    در آیین تنتره مقام زن در مقابل هندوئیسم ارتدوکس بالاتر تلقی شده است.

o    رابطه میان یوگا و میل جنسی در این آیین در جهت متحد شدن با مطلق دنبال می شود.

o    متون تنتری پر است از تأملات جالب درباره خلقت و نابودی جهان و هم چنین پر است از سحر و جادو و اعمال ناهنجار به لحاظ جنسی                 حرمت خدایان

                                                                         اعمال معنوی

o    در آیین تنتره از دین به نوعی به نفع امور جنسی سوء استفاده شده است و این پیامد زیاده خواهی اشرافیت هند است که می پنداشتند باکیمیاگری،تقویت غریزه جنسی واعمال جادویی می توانند از زندگی طولانی تری برخوردارشوند، امروزه تنتریزم روبه افول نهاده است.

 

جایگاه تاملات انتزاعی فلسفی در هند:

o    در هند تأملات انتزاعی در بین عامه اهمیت چندانی ندارد.

o    در پرستش یک خدا آنچه مهم است که وعده و برکت دهد و مومنان در الوهیت او شریک شوند.

o    مادر اوپانیشادها هم متونی داریم که نجات فرد را وابسته به ایمان به یک خدای شخصی می پندارد.

ویشنو و شیوا:

o    نویسنده معتقد است این ها دو خدایی اند که در وداها در حاشیه بودند و در آیین شکنی تنتری اعتبار یافتند.

o    ویشنو در وداها ملازم ایندرا بود

o    شیوا صفت خدای دو وجهی (رودره) بود.

o    منشأ این خدایان به لحاظ تاریخی نامعلوم است اما شاید محصول یکی انگاشتن پهلوانان محلی با خدایان باشند.

 

ویشنو (هدی) خدای نجات گر هنود تکیه برششا (مار هزار سحر)

ü  اوتا ره های او            حلزون

                                    دیسک

                                    گرز

                                    نیلوفر

ü  همسر او (لکشمی) Lakshmi بانوی ثروت و سعادت

ü  مهم ترین تجسم های او ( راما و کریشنا)

ü  تجسم دهم او هنوز تحقق نیافته ( کالکی)

 

شیوا ( خدای ویرانگر):

o    اما او در عین حال زاهدانه برفراز کوهی در هیمالیا به مراقبه نشسته و سرشار از برکت است.

o    او با قدرت تولید مثل نامتناهی همه چیز را به وجود می آورد.

o    تجسم (اوتاره) مونث او همسر اوست به نام های             باروتی

                                                                        شکتی

                                                                        دورگا

                                                                        کالی (Linga)

 

o    او به طور نمادین به صورت « لینگه » به تصویر کشیده می شود.

o    که با یونی (yoni) همراه است.

o    اتحاد لینگه و یونی نشان از تکمیل جنس ها است.

o    در هر معبد شیوه یک لینگه وجود دارد.

o    شیوه پرستان (شیوه ها) shaivas به او نام های متعددی می دهند.

 

                                                خدای رقص عالم

o    معروف ترین نام شیوا

                                                پادشاه رقصان (shivanataraja)

 

o    رقص او بیان کردن فعالیت های 5 گانه اش است.

1- آفریدن 2- حفظ کردن 3- نابود کردن 4- تجسم بخشیدن 5- رستگار کردن

o    رقص او نماد چرخه عالم است که با یک ریتم جاودانه میلیون ها جهان را در یک لحظه می آفریند و میلیون ها جهان را احیا می کند.

 

 

حماسه های کلاسیک:

                                            رامایانه: زندگی رامه و سیتا رامه در نهایت به سلطنت می رسد و می شود هفتمین تجسم ویشنو

2 حماسه مهم هندویی

                                    مهابهاراته: حماسه جنگ 2 قبیله پاندوا و کوروه ها در این حماسه کریشنا هشتمین تجسم ویشنو در 18 سرود بهاگود گیتا به عنوان ارا به ران ارجونا نصایحی را به ارجونا که دودل است گوشزد می کند.

 

تثلیت هندویی و هندوئیسم کلاسیک:

o    هندوئیسم کلاسیک در 8 پورانه بزرگ مربوط به قرن ششم ق.م به شعر بسط یافت.

o    پورانه ها (تری مورتی tri murti) را دارند.

o    تثلیت در مسیحیت: مقام عیسی را از سپر خدا بودن به خدای واحد بودن که روح القدس را هم شامل می شد ارتقاء دادند.

o    هدف از تثلیت در هندوئیسم طبقه بندی جمع بسیار آشفته خدایان بود و بحث از 3 ساحت از یک خدا به میان آمد و در هنر هند در جزیره فیل ها نزدیک بمبئی تندیس آن یافت شده است.

 

آیا هندوها چند گانه پرست هستند؟

o    هانس معتقد است با دیدن معابد مختلف و مجسمه های فراوان از خدایان متعدد نباید آنها را متهم به چندگانه پرستی کرد زیرا در مقایسه با کلیسای با روک کاتولیک ها ایشان هم تمثال ها و تمایل مختلفی را تقدیس می کنند.

o    هندی ها به خدایان فرودست [ دوه ها dvas] گویند که یاری گران خدای برتراند.

 

چرا ما سه الگو از رابطه خدا با جهان در هند داریم؟

o  وجود عبارت های متناقض مولف اوپانشیادهاست که برهمن را هم

                        عقل ناشخص وار

                        و هم خدای شخص وار (savidesha) سوی دشه گرفته.

o    تألیف ودانته به 400 ق.م و 200 میلادی باز می گردد.

o    در قرون وسطی هند سه ودانته (پایان یا حاصل وداها) داریم و این تفسیرهای مختلف همین عبارات متناقض است و 3 مکتب در واقع داریم.

o    هر 3 مکتب زیر اعتبار و مرجعیت وداها را قبول دارند و هندوئیسم از طریق این 3 مکتب شکل هنجاری به خود گرفت.

 

الگوی یکم (مکتب وحدت گرای شنکره):

ü  اهمیت این مکتب در این است که باعث احیای دین و هندو در برابر بودا وجین در قرن نهم شد.

ü  شنکره معتقد است برهمن با آتمن یکی است آنچه موجب دوئیت است جهل ماست و مایا آن توی هستی نجات به واسطه اعمال نیست به واسطه علم است.

الگوی دوم (طرفداران ثنویت= مدوه):

o    او مخالف شنکره است در قرن 13 ام.و طرفدار ثنویتی (دویته # آدویته ) است.

o    او می گویند اینکه جهان و برهمن یکی هستند غلط است زیرا جهان ناقص و آمیخته به شر است و نمی تواند جزئی از خدا باشد خدا جهان را خلق، حفظ و نابود می کند. تفاوت جهان و خدا مایا نیست بلکه کاملاً واقعی است.

 

الگوی سوم (ضد ثنویت مشروط) (وی شیشته-آ-دویته) Vishishta-a-dvaita:

o    موسس این مکتب را مانو جه شاگرد شنکره است. او بیشترین تأثیر را بر معنویت هند گذارد او ایمان به یک خدای نامتناهی و در عین حال شخص وار را در بکتی خلاصه کرد.

o    او وحدت مشروط توحیدی را بسط داد.

o    برهمن غیرثنوی، یگانه است اما صفات هم می گیرد.

 

ورناسی (مقدس ترین شهر زیارتی)یانیارس:

o    آیین ها (پوجاها= Pujas) یی که در زندگی یک هندو به طور منظم انجام می شوند بی شمارند.

o    در اثنای انجام آیین ها کاست تقریباً کنار گذاشته می شود.

o    تعلیم و تربیت دینی و هدایت معنوی کل یک خانواده را یک گور و معلم یا راهنمای معنوی به عهده دارد او فردی است که خدا بی واسطه با او در ارتباط است.

o    زیارت (یتره) yatra مکان های مقدس در هند اجتناب ناپذیر است.

o    (گدار) tirtha به معنای پلی که فرد از رودخانه تولدهای مجدد عبور می کند.

o    کومبه مکه Kumbhmela محل زیارتی است که هر 4 سال یکبار را انجام می شود.

o    بنارس مکانی است که هند و آرزو دارد دست کم یکبار آن جا را زیارت کند.

= اوژسلیم در یهودیت                 روم برای کاتولیک ها                 مکه برای مسلمین

o    نام ورناسی از رودهای ورونه و آسی گرفته شده است.

          بنارس: شهر شیوا

            هاردوار: شهر و شینو

o    تئاتر بزرگ جهانی رام لیله (ramlila) یعنی نمایش رامه در ایام خاصی در این شهر اجرا می شود.

 

غسل تطهیر نه تعمید!

ü  تعمید مسیحیت یکبار برای همیشه آن هم فقط در کلیساهای شرقی و در میان باپتیست ها صورت می گیرد توسط یک تعمید دهنده.

ü  تطهیر در هند در طول زندگی جاری است و تعمید دهنده ای در کار نیست.

ü  علاوه بر غسل، دعا، نوشیدن آب مقدس رود گنگ

ü  تراشیدن موی مردان سبک خاصی دارد و در تاریخ نشانگر کاست ایشان یا اغراض دینی ایشان بوده است.

ü  طالع بینی و ستاره شناسی حتی در بین افراد تحصیل کرده در زندگی نقش گریزناپذیری دارد.

ü  علائمی که روی پیشانی سادوها و براهمین ها است علائم خدای مورد پرستش است نه علائم ستاره شناسی.

o    ویشنو پرستان خط های عمودی با نقطه یا بدون نقطه هر یک V کشیده با خطوط مستقیم از رنگ های دیگر بر پیشانی دارند.

o    شیواپرستان دو یا سه خط افقی با یک نقطه یا یک بیضی برپیشانی دارند.

 

کوتاه نکردن مو و بافتن آن؟

o    این رسم در بین هنود برای نوزاد الزامی است.

o    موی بلند به منظور پوشاندن شکاف با نقطه ای است که هنگام تولد روح از آنجا وارد سر شده و هنگام مرگ از آنجا خارج می شود. سیک ها از کوتاه کردن مو پرهیز می کنند مثل ارتدوکس شرقی

o    در بنارس مردم موهای خود را می تراشند زیرا مرگ هم سبان زندگی زیباست.

از قدیم الایام (مانند سامسون در کتاب مقدس) مو حامل جان و قدرت زندگی است و نباید با کوتاه کردن آن را ضایع کرد.

 

چرا در ورناسی اجساد سوزانده می شود و در این مکان هزینه سوزاندن بیشتر از جاهای دیگر است؟

o    پیش زمینه این سوال در بحث کارما یافت می شود.

o    در هندوستان برای افراد عامه بحث تناسخ و کارما به لحاظ آیینی. بحثی فرعی است و مردم بهشت و جهنم را بهتر قبول دارند.

o    مردن یا سوزاندن در یک مکان مقدس شخص را یک قدم به خروج از چرخه ی زاد و مرگ نزدیک می کند.

o    معتقدند شیوا در گوش متوفی ذکری رهایی بخش می گوید که فرد بدون تولد به بهشت می رود.

o    اکنون کوره بزرگ برقی برای سوزاندن اجساد در کنار رود گنگ وجود دارد اما تضمین نمی کند که روح مستقیماً به بهشت برود!! و شیوه ی قدیمی همچنان رایج است.

o    کودکان و سادوها سوزانده نمی شوند دفن می شوند و این نشانگر این است که قبلاً در هند ما دفن مردگان را داشته ایم.

 

معبد و مسجد:

نویسنده معتقد است نزاع مسلمانان و هندوها که در نهایت در سال 1947 باعث جدایی شبه قاره به جمهوری سکولار هندو دولت اسلامی پاکستان شد چیزی فراتر از نزاع هندوئیسم و اسلام است و چالش جدیدی در این جا رخ می نماید و آن هم جریان اروپایی تجدد است و جبهه گیری هندوها در برابر مدرنیته عده ای معتقدند دین هندی ها را از مدرنیته دور نگار داشته نویسنده معتقد است برای احیای هندوئیسم باید با ابعاد منفی دین نظیر خرافات، تبعیض علیه زنان و... مبارزه شود.

 

هند: الگوی یک ساختار دموکراتیک

آقای کونگ هند را به این لحاظ که بعد از استقلال از استعمار انگلیس توانسته بسیاری از اصلاحات بنیادین در قوانین اخلاقی و مدنی خود ایجاد کند و نیز وسیع ترین دموکراسی جهان را داشته باشد می ستاید. ایشان معتقد است قانون اساسی جمهوری هند به عنوان تجسم اصول دموکراسی و حکومت فدرال (دولت های فدرال) یک قانون سکولار است و این سکولاریزم به معنای غیبت کامل دین نیست بلکه به معنای جدایی دولت و دین و تسامح در برابر همه ادیان است.

 

فقر و هند و ارتباط آن با دین!

رشد جمعیت یکی از عوامل اصلی آن است در 50 سال از زمان استقلال هند تاکنون جمعیت این کشور بیش از نیم میلیارد افزایش یافته است.

کاست همواره در نظام اقتصادی و اجتماعی هند به طور بارزی قابل مشاهده است.

فاصله بین بیانیه های حقوقی و شعارهای برابری تا عمل بی اندازه وسیع است.

برای بهبود این وضعیت اصلاحات تربیتی و اجتماعی ضروری است.

احزاب سیاسی هند از هندوئیسم (دین) برای جذب اعضای بیشتر استفاده می کنند و قصد تضعیف نظام دموکراتیک را دارند.

در نهایت نویسنده معتقد است مشکل مردم هند اگر« نان» هم باشد نباید فقط به آن اکتفا کرد و باید خیلی زیر بنایی تر به قضیه نگاه کرد و آن پرورش نخبگانی است که هند را از سقوط فرهنگی، اخلاقی و دینی نجات دهند.

 

اخلاق هندو:

o    علی رغم نظر مخالفان هندوئیسم که آن را دینی بی اعتنا به فساد، منفصل بودن و تسلیم در برابری عدالتی های اجتماعی می پندارند ما وسیع ترین نظام اخلاقی را در هند می یابیم که حتی بالاتر از اخلاق اولیه در میان «اب اریجین های استرالیا» است.

o    معادل دقیقی برای واژه «اخلاق» در زبان سانسکریت وجود ندارد نزدیک ترین واژه اچره معادل رفتار نیک است. achara

o    نخستین سازماندهی اخلاق در قرن دوم توسط پانتنجلی است که رویکردی روان شناختانه برای رهایی روح از ماده از طریق یوگا پیشنهاد دارد. یوگا وسیع ترین اخلاق عملی هند است.

o    بهاگا وادگیتا در قرن سوم که به انجیل هندوئیسم معروف است نیز یک سند مهم اخلاقی است.

 

ویژگی های بهاگودگیتا:

o    به لحاظ عقیدنی باز است یعنی دیدگاه های فلسفی گوناگونی را در کنار هم دارد. پس مکتب ها و جوامع مختلف می توانند راه خود را از آن بیابند.

o    اخلاقی که عرضه می کند سکولار است یک نظام اخلاقی نیست بلکه یک نگرش اخلاقی است.

o    «وظیفه ات را در جهان انجام بده، اما تسلیم آن نشو» این سخنی است که مورد تأیید یک مسلمان یهودی، مسیحی و کنفوسیوسی است.

o    بهاگودگیتا سه راه را برای رهایی پیشنهاد می کند :         راه معرفت: غلبه بر جهل

                                                                                    راه عمل: اعمال دینی- اجتماعی و آیینی

                                                                        راه عشق: راهی برای همه مردم در همه کاست ها

(همه ادیان روبه توحیداند). راما کریشنا (قرن 19) رنسانس هندوئیسم و ویژگی های مکتب او

o    او از خانواده ای برهمن فقیر بود و دست به احیای معنوی هندوئیسم زود در برابر روشنفکران انگلیسی.

o    او کالی را که در هند سیبایی مهیب داشت را به صورت یک مادر زیبا، جوان و مهربان معرفی کرد.

o    او از آیین تنتره نفرت داشت.

o    او الهام بخش مصلحان اجتماعی نظیر کشب چندره سن kshabChandrasen بود که نهضت برهمو سماج را با عقاید زیر بنیان نهاد برهمو سماج ها عقل گرای افراطی بودند.

1-    مبارزه با بت پرستی

2-    مبارزه با خرافه پرستی

3-    مبارزه با رسم ساتی

o    پرستش خدای شخص وارخواه به شکل کالی یا هر شکل دیگر سرنوشت ساز است.

o    همه ادیان علی رغم اشتباهاتی که ممکن است داشته باشند در نهایت به خدا می رسند.

 

مواجهه ادیان شرقی و غربی: ویوکانندهVivekananda

o    او شاگرد راماکریشنا بود اما قبل از آن در یک مدرسه مسیحی تعلیم یافته بود و ایمان خود را به هندوئیسم سنتی از دست داده بود و به یک شکاک عقل گرا تبدیل شده بود.

o    او در سخنرانی تأثیرگذار خود در پارلمان ادیان جهانی در سپتامبر 1893 در شیکاگو سخنی فراتر از زمان خود زد: هماهنگی میان ادیان شرق و غرب بجای نزاع.

o    او گفت گرایش به خدا به هر طریقی پیش فرض اخلاق است.

سخن او: هر جانی بالقوه الهی است. هدف این است که این الوهیت با کنترل سرشت باطنی و ظاهری در درون آشکار شود. این کار را با کار روزمره یا عبادت و یا با کنترل روانی، یا با فلسفه- با یکی از این امور یا همه- و آزادانه به انجام رسانید.

o    پارلمان ادیان جهان یک قرن بعد از اولین گردهمایی در سال 1993 اعلامیه ای در باب اخلاق جهانی تصویب کرد:

ü  یعنی یک اخلاق مشترک میان مردان و زنان همه ادیان و فلسفه ها.

ü  این مصوبه به معنای کنار گذاشتن تفاوت های اعتقادی نیست.

ü  پیش فرض اساسی صلح ملت ها صلح میان ادیان است.

ü  بایسته های اخلاقی ضامن صلح ادیان و در نتیجه صلح ملت هاست.

 

گاندی: قدیسی که فراموش شده!؟

او به هفت گناه اخلاقی زیر حمله کرد:

1- سیاست های بدون اصول                                             2- تجارت بدون اخلاق

3- ثروت بدون کار                                                        4- تربیت بدون شخصیت

5- علم بدون انسانیت                                                      6- لذت بدون آگاهی

7- دین بدون قربانی

او در پی چنگ زدن (اگرهه)agraha به حقیقت (ستیه)satya بود. او خواستار صلح میان ادیان که قبلاً به آن اشاره نمودیم، بود.