کشف انجیل های نجع حمادی و بازنگری در اناجیل رسمی مسیحیت
چکیده
بیش از پنجاه سال از کشف متون نجع حمادی مصر می گذرد. این متون به جماعتی از گنوسیان مسیحی تعلق داشت که از بدنة اصلی مسیحیت بریده بودند. یکی از جهات اهمیت آنها در مطالعات اسلامی این است که چند انجیل بسیار کهن در میان این متون وجود دارند که حتی متقدمتر از اناجیل رسمی مسیحیانند. در اناجیل نجع حمادی، به تفاوت های عقیدتی با مسیحیت رایج بر می خوریم. از میان انجیلهای نجع حمادی، انجیل توماس احتمالاً کهن تر از انجیل های رسمی مسیحیت است.
کلیدواژه ها : انجیل، تحریف، اهل کتاب، عهد عتیق، عهد جدید، گنوسیان، متون نجع حمادی، مسیحیت.
__________________________________
* تاریخ وصول: 17/5/83 ؛ تاریخ تصویب نهایی: 21/7/83 . این مقاله برگرفته از پایان نامة نویسنده است که در دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر فتح الله مجتبایی استاد دانشگاه تهران به انجام رسیده و از آن دفاع شده است. نگارنده، این نوشتار را به روان زنده یاد دکتر محمود رامیار که در چند حوزة پژوهشی آثار ابتکاری و ماندگاری بر جای نهاده اند تقدیم می کند.
مقدمه
در مطالعات اسلامی بحث مربوط به انجیل از جهات متعددی حائز اهمیت است. در قرآن دوازده بار از انجیل نام برده شده است. قرآن مجید در همة این موارد، آن را کتابی می داند که به حضرت عیسی (ع) داده شده است و آن را کتاب هدایت و نور معرفی می کند و در مجموع، نگاه تصویب آمیزی به آن دارد (آل عمران، 3 و 48؛ مائده،46 و آیات دیگر). به این سبب، انجیل نزد مسلمانان همواره از حرمت و تقدس برخوردار بوده و گاه به آن سوگند یاد شده است (کلینی، 2/562). قرآن مجید در آیاتی از مسیحیان می خواهد که به انجیل عمل کنند (مائده، 47 و 66 و 68). همچنین، در برخی از آیات بی آنکه نامی از انجیل برده شود، با بیان کلی آنچه را پیش از اسلام نازل شده مورد تأیید قرار می دهد (بقره، 4؛ نساء، 60 و 162) که با توجه به نگاه تأییدآمیزی که گفتیم قرآن به انجیل دارد، بی گمان می توان یکی از مصادیق این حکم کلی را انجیل در نظر گرفت. در قرآن آیاتی وجود دارد که میان آنها با انجیلهای رایج در نزد مسیحیان مشابهت هایی به چشم می خورد (مثلاً آل عمران، 47 45؛ قس، متی، 1/23؛ لوقا 1/38 26) لیکن آیاتی هم هست که نمونه های مشابهی برای آنها در انجیل های رایج نمی توان یافت اما در برخی از اناجیل غیررسمی می توان نظائری برای آنها نشان داد (مائده، 110)[1]. موارد دیگری هم هست که در هیچ متن رسمی و غیررسمی مسیحیت نمی توان نمونه ای برای آنها به گونه ای که در قرآن به آن تصریح شده است پیدا کرد (اعراف، 157؛ صف، 6). در این دو آیه از پیش بینی انبیای سلف، و از جمله، حضرت عیسی (ع) در مورد ظهور حضرت رسول (ص) و تصریح به نام مبارکش، احمد، سخن
__________________________________
[1]. مثلاً در انجیلی موسوم به انجیل صباوت عیسی داستانی مشابه داستان دمیدن حضرت عیسی (ع) در گل و پرنده شدنش آمده است. رش.
Parrinder, J., Jesus in the Quran, London, 1965, pp. 26-8.
رفته است.[1] از طرفی، در قرآن از انجیل به صورت مفرد سخن می رود حال آنکه آنچه مورد قبول مسیحیان است اناجیل چهارگانه است. البته، تفاوتها میان قرآن کریم و اناجیل رسمی و غیررسمی فقط محدود به این موارد نمی شود. در اناجیل، از تصلیب و تثلیث سخن به میان آمده که قرآن بر بطلان این باورها تصریح می کند.
به سبب همین تفاوتهاست که مسلمانان این پرسش را مطرح می کردند که انجیل مورد تأیید قرآن کدام است؟ و آیا در اناجیل رسمی مسیحیت تحریف انجام گرفته است؟ در روایات و اخباری گفته شده است که بعضی از حقیقت جویان مسیحی و غیرمسیحی (مثل سلمان فارسی) نسخه هایی از انجیل اصیل را در اختیار داشته اند (نسائی، 8/33 231؛ سیوطی، 6/78 177). در کتب امامیه هم گفته شده که نسخة اصیل انجیل از پیامبر (ص)به حضرت علی (ع) و سایر امامان منتقل شده است (کلینی، 1/5 44، 255، 227، 240). مسأله تحریف انجیل نیز لااقل از دو منظر مورد تأکید و تأیید قرار می گرفت. اولاً، اگر انجیل نیز به سان قرآن حاصل وحی الهی است نباید میان این دو کتاب تفاوتی وجود داشته باشد. پس حتماً دستکاریهایی در آن انجام گرفته است. ثانیاً، میان خود چهار انجیل تفاوتها و تناقض گوییهایی وجود دارد که جمع میان آنها ناممکن می نماید (کیرانوی، سراسر جلد اول؛ لازاروس یافه، 111). با این همه، در
__________________________________
[1]. در دو جا از انجیل یوحنا (14/16؛ 15/27-23) واژة پاراکلیتوس Paraklytos آمده است. اما مفهوم این واژه سخت محل مناقشه است. مسیحیان آن را به معنی تسلی دهنده و روح القدس می گیرند (سی تنی، انجیل ایمان، 54 153). در ترجمة این بخش از انجیل یوحنا در کهن ترین کتب مسلمانان معادل این واژه را “المنحمنا” می گذاشتند (سیرة ابن اسحاق، طبع وستنفلد، 50 149، به نقل از کارادو وو، 502 . قس با پریندر، 97). المنحمنا واژه ای کهن است و طرفه آنکه عربی یا سریانی نیست بلکه واژه ای فلسطینی، احتمالاً آرامی است (کارادو وو، همانجا). در مورد نظر یک مبلغ مغرض مسیحی دربارة این واژه، رش. فاندر، 189 186. در این زمینه مسلمانان کتابها و رسائل متعددی پرداخته اند، لیکن آنچه رحمه الله کیرانوی آورده شاید جامع ترین و مستدل ترین سخن باشد (2/445 418). کتاب شیخ رحمة الله به رغم آنکه حدود یکصد و پنجاه سال از تألیفش می گذرد هنوز بهترین کتاب در نقد مسیحیت است.
خود قرآن صریحاً از تحریف انجیل سخن گفته نشده بلکه با بیانی کلی از کار ناصواب “اهل کتاب” در کتمان حق (بقره، 146) یا در به حساب آوردن آنچه جزء “کتاب” نیست (آل عمران، 78) سخن به میان آمده است.
انجیل علاوه بر آنکه در مباحث مربوط به قرآن و احادیث مورد توجه قرار می گیرد در کتب تاریخی اسلامی نیز محل عنایت است. در اینجا، شاید همین قدر کافی باشد که بگوییم یعقوبی، طبری، مسعودی و بیرونی از چهار انجیل نقل قولهای فراوانی کرده اند (کارادو وو، 503). اما در کتب تاریخی و نیز آثار عرفانی و اخلاقی مسلمانان آنچه از انجیل و کلاً از زبان عیسی (ع) نقل می شود فقط برگرفته از این چهار انجیل نیست بلکه حجم اقوال، امثال، قصص و حکمی که به نحوی از انحا از حضرت عیسی (ع) و انجیل نقل شده چنان زیادند و نظائری هم در چهار انجیل ندارند که باید به دنبال مآخذ و منابع دیگری بگردیم.[1]
از آنچه تاکنون گفتم می خواهم این نتیجه را بگیرم که با توجه به تفاوتهای موجود میان آنچه در قرآن گفته شده و مضامین اناجیل رایج و نیز با نظر به اینکه در نوشته های گوناگون مسلمانان اقوال و قصصی وجود دارند که در اناجیل مورد پذیرش مسیحیان
__________________________________
[1]. طریف خالدی در کتابی که اخیراً تألیف کرده، حدود 303 مورد از این اقوال و احادیث را از سدة دوم ق. تا سدة دوازدهم ق. فراهم آورده است:
Khalidi, Tarif, The Muslim Jesus, Harvard University Press, 2001.
نگارندة این سطور، کتاب خالدی را در دست ترجمه دارد. همچنین، کتب و مقالات دیگری هم در این زمینه به نگارش درآمده اند. از آن جمله، مقاله هایی است در مورد اقوال و امثال حضرت عیسی (ع) در کتب شیعی. از باب نمونه:
Ayoub, Mahmoud M., “Towards an Islamic Christology: An Image of Jesus in Early Shī’ī I Muslim Literatuer”, The Muslim World, July, 1976, PP. 163-188.
مهدی منتظر قائم و محمد لگنهاوزن هم در دو مقاله به انعکاس سخنان عیسی (ع) در روایات و حکایات شیعی پرداخته اند:
Al-Tawhid, 13, no.3 (fall 1996), PP. 21-40; ibid, 13, no. 4 (winter 1996), 45-56.
نشانی از آنها نمی توان یافت سراغ گرفتن از اناجیل دیگر کار کاملاً موجه و بلکه لازمی است. دانشمندان مسلمان در اشاراتی که به کتبی مانند انجیل برنابا کرده اند[1] و به تفحص در آنها پرداخته اند بی گمان، چنین انگیزه ای داشته اند. نوشتارحاضر نیز در پی معرفی چند انجیل کهن است که در اواسط سدة بیستم کشف شده اند.
راقم این سطور مدعی نیست که به انجیل مورد نظر قرآن ویا حتی سنت اسلامی دست یافته است و می خواهد آن را بشناساند بلکه می خواهد بگوید که با تکیه بر کشفیات اخیر در نجع حمادی می توانیم به افقهای جدیدی در این زمینه دست پیدا کنیم و نشان دهیم تعداد کتابهایی که در نخستین سده های میلادی تحت عنوان انجیل وجود داشته، به مراتب بیش از آن چیزی است که تاکنون گمان می رفته است. برخی از محققان که هم با متون نجع حمادی آشنایند و هم با کتب اسلامی انس دارند به خوبی به مقایسة میان متون مذکور با امثال و قصص و حکم مطرح در کتب اسلامی پرداخته و نتایج جالب توجهی گرفته اند (خالدی، 8).
متون نجع حمادی
درسال 1945 در منطقة نجع حمادی مصر علیا متونی به زبان قبطی کشف شد که به تعبیر یکی از محققان ایرانی “تاریخ مسیحیت را دگرگون کرد” (پورجوادی، 38 32). نوشته های گنجانده شده در این مجموعه طیف وسیعی را شامل می شود. آثار گنوسی[2]،
__________________________________
[1]. ظاهراً نخستین محقق مسلمانی که از انجیل برنابا نام برده و به محتویاتش اشاره کرده، رحمةالله کیرانوی است (ج دوم، 441 440). باید اعتراف کنیم که نسخه هایی که از این انجیل در دست داریم تفاوتهایی با تعالیم قرآنی و اسلامی دارد. رش. مقالة “برنابا” به قلم نگارنده در دائرة المعارف بزرگ اسلامی و نیز: گریفیت، 343 .
[2]. آیین یا آیین های گنوسی Gnosticism مشربی است که حدوداً درسدة اول م. پا گرفت و در سده های دوم و سوم رواج و رونق یافت. گنوسیان معتقد بودند که نیل به رستگاری فقط با در اختیار داشتن معرفت (= gnosis) حاصل می آید؛ دنیا، شر و ساختة ایزدی غیر از خداوند متعال است؛ میان روح و جسم تباین کاملی برقرار است؛ خدای عهد عتیق غیر از خداوند عهد جدید است. برای آگاهی از آراء و عقائد گنوسی بهترین مأخذ در زبان فارسی این مقاله است: ایلخانی، محمد، “مذهب گنوسی”، معارف، دورة دوازدهم، شش 1 و 2، فروردین آبان 1374، ص 31 16. در زبان انگلیسی بهترین کتاب، این منبع است:
Jonas, Hans, Gnostic Religion, The Message of the Alien God and Beginnings Of Christianity, Boston, 1970.
هرمسی[1]، مکاشفه ای[2] و حتی بخشی از جمهور افلاطون در این متون به چشم می خورند. این که متون نجع حمادی را چه کسی یا کسانی نوشته، ترجمه و تدوین کرده یا گرد آورده اند محل بحث و نظر است. اما در این که میان رساله های گوناگون این مجموعه اشتراکاتی هست و همین نقاط و نکات اشتراک موجب کنار هم قرار گرفتن آنها شده است تردیدی وجود ندارد. مسأله ای که محققان بر آن اتفاق نظر دارند آن است که این متون به گنوسیان تعلق دارند.
متون نجع حمادی مشتمل بر سیزده جُنگ[3] می شوند و در هر جُنگی از یک تا هشت رساله آمده است که البته برخی رساله ها مفقودند. تعداد رساله های به دست آمده از نجع حمادی، بدون احتساب رساله های تکراری، 45 رساله است.[4] چهار رساله از این
__________________________________
چهل و پنج رساله عنوان “انجیل”[1] بر خود دارند. اینها عبارتند از: انجیل حقیقت[2] (جنگ اول، رسالة سوم؛ جنگ دوازدهم، رسالة دوم)؛ انجیل توماس[3] (جنگ دوم، رسالة دوم) انجیل فیلیپ[4] (جنگ دوم، رسالة سوم)؛ انجیل مصریان[5] (جنگ سوم، رسالة دوم؛ جنگ چهارم، رسالة دوم). در نزد گنوسیان انجیل دیگری نیز وجود داشته که انجیل مریم[6] نام دارد. این انجیل در نجع حمادی به دست نیامده بلکه مدتها قبل از اکتشافات نجع حمادی و در جای دیگری از مصر کشف شده است، مع الوصف، چون مجموعه ای که این انجیل در آن آمده (مجموعة رساله های گنوسی محفوظ در برلین به شمارة 8502، رسالة اول) در مصر کشف شده و از طرفی، همة رساله های آن مضامینی گنوسی دارند و زبانش نیز قبطی است در ترجمة انگلیسی متون نجع حمادی در کنار این متون ترجمه شده و انتشار یافته است. به همین سبب، ما نیز این انجیل را در کنار چهار انجیل نجع حمادی ذکر و محتوای آن را بررسی می کنیم.
در نوشتار حاضر، به صورت بسیار مجمل و کلی به معرفی این پنج انجیل می پردازیم. بار دیگر می گوییم که آنچه در پی آنیم نشان دادن این واقعیت است که در سده های نخستین میلادی اناجیلی غیر از انجیلهای چهارگانه[7] در میان مسیحیان وجود داشته اند و به هیچ وجه نمی خواهیم بگوییم که انجیل مورد اشارة قرآن مجید یکی از این پنج انجیل است. زیرا در برخی از همین اناجیل هم آراء و عقائدی طرح شده اند که چندان با تعالیم اسلامی همخوانی ندارند.
__________________________________
[1]. Gospel
[2]. G. of Truth
[3]. G. of Thomas
[4]. G. of Philip
[5]. G. of The Egyptians
[6]. G. of Mary
[7]. چهار انجیل رایج عبارتند از متی، مرقس، لوقا و یوحنا. از این میان، سه انجیل نخست را در اصطلاح، انجیلهای همدید یا همنظر Synoptic گویند.
انجیل حقیقت
انجیل حقیقت (NHLE, pp. 37 - 49) یک رسالة گنوسی است و احتمالاً متعلق به والنتینیان[1] باشد. یکی از نخستین آباء کلیسا به نام ایرنائوس که در حدود سال 180م. کتابی در رد و طرد گنوسیان نگاشت از این انجیل نام می برد. بنابراین، متن اصلی این انجیل که به زبان یونانی بوده احتمالاً در اواسط سدة دوم به نگارش در آمده است. عده ای از پژوهندگان را عقیده ای بر آن است که حتی شاید خود والنتینوس این رساله را نگاشته باشد. البته نگارش این انجیل به دست شخصی در قرن دوم با ادعای ما مبنی بر وجود اناجیل متعدد و کهن منافات پیدا نمی کند زیرا خود همین مسأله نشان می دهد که سنت انجیل نویسی در مسیحیت آن زمان وجود داشته و والنتینوس نیز همگام با این سنت، انجیلی نوشته است.
این رساله، به رغم آنکه “انجیل” خوانده شده تفاوت آشکاری با انجیلهای عهد جدید دارد. زیرا، بر خلاف انجیلهای عهد جدید، به کارها و سرگذشت حضرت عیسی (ع) نمی پردازد بلکه، انجیل به معنی دقیق کلمه، یعنی بشارت یا “اخبار نیکو” دربارة عیسی (ع) و پسر ابدی و الهی و “کلمه” است که “پدر” را آشکار می سازد و شناخت، مخصوصاً خود شناسی را یاد می دهد. گنوسیان با این خودشناسی در می یابند که چه کسانیند و از کجا آمده اند و به کجا می روند و در می یابند که اصولاً خود، پسران این “پدر”ند و اصلی الهی دارند. آغاز از خداست و انجامشان به خدا منتهی می شود. از نظر گنوسیان، آدمی با این شناختی که به خویشتن می یابد به بهجت و کمال می رسد و با آن می تواند از ظلمت دیجور جهل و بی خبری به حیات پر سرور و وصال با “پدر” نائل آید.
__________________________________
[1]. پیروان والنتینوس Valentinus (تولد در اواخر سدة اول یا اوایل سدة دوم م.) از معلمان بزرگ گنوسی.
به رغم تفاوتهایی که میان انجیل حقیقت و کتاب مقدس وجود دارد مضامین مشابه و مشترکی با عهدین را نیز می توان در آن نشان داد (یوناس، 309-19).
انجیل توماس
انجیل توماس مجموعه ای از اقوال، امثال و نبوتهای عیسی (ع) است. تعداد این سخنان 114 است رسالة قبطی کشف شده، از متن یونانی ترجمه شده است. قطعاتی از متن یونانی که از موضع دیگری از مصر به دست آمده حدوداً در 200م به نگارش در آمده است. با این همه، دقیقاً معلوم نیست که زبان اصلی این انجیل یونانی، سریانی یا آرامی بوده است. ولی در اینکه متن اصلی در سدة اول یا اوائل سدة دوم نوشته شده تردیدی وجود ندارد انجیل توماس از سه انجیل همدید کهن تر و احتمالاً منبع آنهاست. محل نگارش هم مشخص نیست اما احتمال داده اند که در یکی از سه موضع شام، فلسطین یا بین النهرین نوشته شده باشد. میان انجیل توماس و انجیل های همدید موارد مشابه فراوان است و چون اقوال و امثال یکصد و چهارده گانه اش عاری از هر گونه داستان پردازی و شاخ و برگهای اضافی است می توان این انجیل را مأخذ سه انجیل همدید دانست
در این انجیل، تأثیر عقائد گنوسی را به خوبی می توان مشاهده کرد. سخنان طرح شده در آن حالتی سری و رمزی دارد و “هر کس تأویل این سخنان را بیابد طعم مرگ را نمی چشد”. سالک اگر می خواهد به اصل خویشتن برگردد باید از دنیا دست بکشد و با چشم پوشی از نشئة ناپایدار کنونی باید از جامة جسمانی درگذرد. در این صورت
__________________________________
[1]. دورس در فصلی مستقل به مقایسة انجیل توماس و اناجیل همدید پرداخته است (p p. 333-83).
است که می تواند عالم جدید، ملکوت نور و صلح و سلم را ببیند.[1]
انجیل فیلیپ
انجیل فیلیپ (NHLE, pp. 131-51) عمدتاً به شعائر و اخلاق می پردازد. احتمال داده اند که در نیمة دوم سدة سوم م. نگاشته شده باشد. انجیل فیلیپ برجایگاه شعائر عطف عنایت می کند. حضرت عیسی (ع) “همة کارها را در یک راز، یک تعمید یک تدهین، یک عشای ربانی و یک نجات و حجله انجام داد.” اشاره به حجله در این جمله نیاز به اندکی توضیح دارد. بنا بر آنچه در این انجیل آمده است در پیش از آفرینش عالم، و به ویژه قبل از خلقت آدم و حوا هیچ گونه تمایز و دوگانگی میان دو جنس مذکر و مؤنث وجود نداشت. از نظر گنوسیان مصیبت بشری از زمانی آغاز شد که حوا از آدم (ع) جدا شد و یگانگی فاقد جنسیت نخستین از میان رفت. مقصود از آمدن مسیح برقراری مجدد این یگانگی میان این دو جنس است، به این صورت که آدمی با عالم ملکی بالا به وصال می رسد و آن دوگانگی مبدل به یگانگی می گردد.
از نکات مهمی که در زمینة این انجیل می توان گفت آن است که در بیان داستان آفرینش حضرت آدم (ع) به مسائلی اشاره می کند که شبیه به آن در قرآن مجید آمده است. در صورة بقره (30) آنجا که از آفرینش آدم (ع) سخن می گوید به محاجّه فرشتگان با خداوند اشاره می کند. داستان این احتجاج فرشتگان در جایی از عهدین به چشم نمی خورد. لیکن در انجیل فیلیپ می توانیم اشارة گذرایی به این مسأله ببینیم (NHLE, p. 142). البته، متأسفانه به سبب بیاضی که در نسخه خطی افتاده است صورت کامل داستان را از دست داده ایم، لیکن همین مقدار هم که باقی مانده نشان دهندة آن است که میان گزارش قرآن با آنچه در این انجیل آمده مشابهتی وجود دارد.
__________________________________
[1]. راقم این سطور، انجیل توماس را به فارسی برگردانده است. ظاهراً این ترجمه، نخستین رساله از مجموعة متون نجع حمادی است که به فارسی درآمده است: “انجیل توماس به روایت کشفیات نجع حمادی”، هفت آسمان، پاییز و زمستان 1378، ص 151 135.
انجیل مصریان
عنوان دیگر این انجیل (NHLE, pp. 195-205) “کتاب مقدس روح کبیر نامرئی” است. گنوسیان در این رساله از تاریخ نجات و رستگاری سخن می گویند. در این رساله گفته می شود که شیث، فرزند آدم (ع) آن را نوشته است. رسالة اصیل مصریان بر چهار بخش تقسیم می شود. در بخش نخست به عالم بالا می پردازد و در آن از خدای متعال و صدور یک سلسله موجودات نورانی و نیز پیدایش آدم (ع) و فرزندش شیث سخن می رود. در بخش دوم به اصل و تبار و نحوة حفظ و رستگاری نسل شیث می پردازد و اینکه شیث در قالب حضرت عیسی (ع) برای رهاسازی و نجات فرزندان خویش از آسمان فرو می آید. بخش سوم حالتی سرود مانند دارد و بخش چهارم هم باز به اصل و تبار فرقة گنوسی شیثی می پردازد و از چگونگی انتقال این رساله سخن می گوید. اگر بخواهیم که این انجیل را با اناجیل عهد جدید مقایسه کنیم باید بگوییم که اگر انجیلها شرح حال حضرت عیسایند در انجیل مصریان از تقریر زندگی شیث، اصل و منشأ نسل خلفش، محافظت قدرتهای ملکوتی از نسل او، آمدن شیث به این دنیا و کار نجات بخشی او سخن به میان می آید.
انجیل مریم
مجموعه ای که انجیل مریم (NHLE, pp. 471-74) در آن قرار دارد هم اکنون در شهر برلین نگهداری می شود. تاریخ تصنیفش را دقیقاً نمی توان تعیین کرد اما نسخة برلین به سدة پنجم م. تعلق دارد. لیکن، تاریخ تصنیف بی گمان بسیار کهن تر ازسدة پنجم است، قطعاتی از این انجیل به زبان یونانی در دست است که به اوائل سدة سوم م. تعلق دارد. اهمیت بسیار زیاد این رساله در آن است که می توان در آن از تقابل عده ای از گنوسیان مسیحی با جریانی از مسیحیت که بعدها عنوان راست کیشی به خود گرفت و پیروان سایر نحله های مسیحی را تکفیر می کرد پرده برداشت. چنانکه می دانیم
کلیسای کاتولیک روم تبار معنوی خود را به یکی از حواریان به نام شمعون پطرس می رساند و در واقع او را پایه گذار کلیسای روم قلمداد می کند. البته این مطلب را مستند به جمله ای از یکی از اناجیل (متی، 16/18 16) می کنند که در آن حضرت عیسی (ع) در مورد شمعون می گوید “بر این سنگ کلیسای خود را بنا می کنم” [1] در صحنه ای، مریم[2] از حضرت عیسی (ع) که دیگر در میان اصحاب نیست و پیغامهای خاصی که آن حضرت برای ابلاغ به حواریان از طریق او داده بود سخن می گوید. پطرس از در مخالفت در می آید و مریم را دروغگو به شمار می آورد و او را شایستة این لطف و عنایت حضرت عیسی نمی داند. در نهایت، با پادر میانی یکی از حواریان معلوم می شود که پطرس عجولانه برخورد می کند و احتمال دارد که مریم طرف خطاب عیسی (ع) قرار گرفته باشد.
بنا بر آنچه در این انجیل آمده می توان چنین برداشت کرد که از همان اوائل، میان اولیای مسیحیتی که بعداً رسمیت یافت و برخی از بزرگان نحله ها و مشارب مسیحی که به مرور از میان رفته اند مناقشات عظیمی وجود داشته که این مخالفت به زبان رمزی و کنایی در این انجیل انعکاس یافته است (پاگلز 43 - 4).[3]
انجیل مریم را می توان به دو قسمت متمایز تقسیم کرد. قسمت اول با صحنه ای آغاز می شود که در متون گنوسی منظره ای معهود و مشهور است و آن اینکه عیسای غایب از نظر خود را بر اصحاب می نمایاند و به پرسشهای ایشان پاسخ می دهد. چون
__________________________________
[1]. واژة پطرس Peter در زبان یونانی و معادل آرامیش “کیفا” به معنی سنگ است. این واژه مجدداً به زبان یونانی وارد شده و به شکل Cephas درآمده است. در متون تاریخی و تفسیری اسلامی نیز از این نام به صورت «شمعون الصفا» یاد می کنند.
[2]. منظور، مریم مجدلیه است، نه حضرت مریم (س)، مادر حضرت عیسی (پاگلز ، 42).
[3]. رودولف بولتمان (1976 1886) متأله پر آوازة آلمانی که مجهز به سلاح نقد تاریخی متن عهد عتیق و جدید را مورد بررسی قرار می داد جملة منقول از انجیل متی مبنی برسنگ کلیسا بودن پطرس را الحاقی و غیر اصیل می داند (بولتمان، 218).
عیسی (ع) از میان جمع می رود حواریان از دوری او غمگین می شوند. در قسمت دوم، مریم ایشان را خطاب می کند و سخنان و پیغامهایی را که عیسی (ع) به او سپرده بود تا به حواریان بگوید به آنان ابلاغ می کند.
نتیجه
متون نجع حمادی در حدود نیمة دوم سدة چهارم به دست خاک سپرده شده اند (NHLE, “intro”, p. 19). لذا، بعد از حدود 1600 سال به دست بشر افتاده اند. متأخرترین رساله های موجود در این مجموعه در همان قرن چهارم استنساخ یا نوشته شده اند. اهمیت این قدمت در صورتی بهتر و بیشتر بر آفتاب می افتد که نسخ متون نجع حمادی را با کهن ترین نسخ انجیلهای رایج و کلاً عهد جدید مقایسه کنیم.
صرف نظر از پاپیروسی به اندازة 4 سانتی متر که بخشهای اندکی از انجیل یوحنا را در خود داردو گفته شده که متعلق به اوائل سدة دوم است، هیچ نسخه ای از انجیلهای رایج در اختیار نداریم که به پیش از سدة چهارم و پنجم تعلق داشته باشد (سی تنی، معرفی …، ج 2، ص 145 142). از این رو، متون نجع حمادی اگر کهن تر از نسخه های عهد جدید نباشند متأخرتر از آنها نیستند. از این میان، انجیل توماس واقعاً جایگاه ویژه ای دارد. زیرا مجموعه ای از اقوال صرف و بدون هر گونه شاخ و برگ الحاقی و داستان پردازی است. گفتیم که بنا بر نظر برخی از محققان احتمال دارد که انجیل توماس منبع و مأخذ اصلی انجیل های چهار گانة رایج باشد. این قول، هنگامی بیشتر جلوه می کند که در نظر داشته باشیم که گفته شده متی انجیلش را در اواخر سدة اول میلادی با در هم آمیختن مجموعه ای از سخنان عیسی به نام logia با انجیل مرقس، پدید آورد (لاجوردی، ص 318).
منابع
“انجیل توماس به روایت کشفیات نجع حمادی”، ترجمة منصور معتمدی، هفت آسمان، پاییز و زمستان 1378، ص 151 135.
پورجوادی، نصرالله، “کشفی که تاریخ مسیحیت را دگرگون کرد”، نشر دانش، خرداد و تیر 1364، ص 32 تا 38؛ این مقاله در مجموعة از نگاهی دیگر، تهران، 1367، ص 178 تا 190، نیز به چاپ رسیده است.
سی تنی، مریل، انجیل ایمان، تهران، انتشارات آفتاب عدالت، بی تا.
، معرفی عهد جدید، تهران، انتشارات حیات ابدی، ج اول: 1362؛ ج دوم: بی تا.
سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، قاهره، 1314ق.
فاندر، [کارل گوتلیب]، میزان الحق، بی نا، بی تا.
کلینی، محمد، کافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، 1377.
کَیْرانوی، رحمةالله، اظهار الحق، صیدا بیروت، المکتبة العصریة، 1418ق/1998م.
لاجوردی، فاطمه، “انجیل”، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 10، تهران، 1379.
نسائی، احمد، سنن، قاهره، 1348ق.
Bultmann, Rudolf, Primitive Christianity, In its Contemporary Setting, tr.into English by R. H. Fuller, Cleveland and New York, 1970.
Carra De Vau, “Injdil”, in EI1, vol. III.
Doresse, Jean, The Secret Books of the Egyptin Gnostics, New York, The Viking Press, 1960.
Jonas, Hans, The Gnostic Religion, Boston, 1970.
Griffith, Sydney H.,“Gospel”, Encyclopaedia of the Quran,Leiden, 2002, vol., II.
Khalidi, Tarif, The Muslim Jesus, Sayings and Stories in Islamic Literature, Harward Univesity Press, 2001.
Lazarus Yaffeh, Hava, “Tahrif”, EI2, vol. X.
The Nag Hammadi Library in English, ed. By James Robinson, Leiden, 1984.
Pagels, Elain, The Gnostic Gospels, Penguin Books, 1982.
Parrinder, Jeofrey, Jesus in the Quran, London, 1965.
Valantasis, Richard, The Gospel of Thomas, Routledge, 2000.
کليه حقوق برای پرتال علوم انسانی محفوظ است